...دورخیــــــــ ـــــز
.. کسی که رویـــــاهایم در افـــــق وجـــــودش تعبیـــــر میشـــــود
پ.ن : یادم بود! پ.ن: نوار صدایت هست آسوده باش لحظه های خالی از نبودنت را پر میکند! تو میگفتی ؟!؟؟؟ آری با کدام سند و مدرک اما ؟!؟ با همان چشم هایی که افسون میکند، یا همان دست هایی که در آغوش میکشد؟!؟ اگر درس همانی باشد که تو آموختی پس تکلیفش را هم تو معین میکنی نه زمان ! حداقل اندکی شهامت داشته باش تکلیف قلب مرا به گردن زمان نینداز بگو که تو خود آن را امضا کردی اما تو آن را سفید امضا کردی قبل از این که در آن دلتنگی باشد .. میدانی اکنون در این کور سوی بی نوری چگونه مینویسم؟! آخر مگر من تکلیفت را مینوسم ؟! واژه به واژه اش را به دوش میکشم اندکی به فکر کوله بارم باش مدت هاست سنگین است به تاوان درسی که به تو پس میدهم هرشب سنگین تر میشود آخر مشق هر شب منی..! به وسعت تمام آن آسمانی که تو خود میگویی امیدش هستی ، و به وسعت تمام آن زمینی که من میگویم تو امیدش هستی ، روز ها و شب ها را با خود حمل کردم ! گفتی بگذار زمان بگذرد، من می آیم ... یعنی هنوز زمان نگذشته است ؟؟ روز شمارت را با من یکی کن! نکند من از صفحه های تقویمت کنده شدم! دفتر مشق من سیاه است ولی هنوز هیچ کدامشان امضا ندارد بس نیست؟!؟ باز هم بنویسم؟؟؟؟؟؟؟ نمی دانم کدام دست نا به جا تمام رویاهای یک عده را زیر خروار ها خاک دفن کرده است کدام بی عدالتی اکنون بیداد میکند به وسعت تمام عالم خــــــــــــــــــــــــــــــــــدا کجاست...؟ دستانش دستانمان را از کدام درگاه در بر گرفته است که این چنین هستند انسان هایی که نبودنشان بهتر ازبودن های این چنینی است...! چرا حرف ها را بدون مکیدن در دهان میگذاریم و بعد بیرحمانه بیان میکنیم...!؟ از کیمیا گذشتم تا فقط تو کیمیا شوی..........................! بخوان مرا پس از این....! آســـــــ ـــــــــــمان خون گریه کن! تویی که در محضر این همه خون در نیوا هنوز آبی هستی! امروز بوم زمین در اوج اندوه مسرور است را چراکه زیباترین تابلوی نقاشی برآن ترسیم شده! بهشت زمین در کنار دل های سوخته و خیمه های آتش گرفته و آسمان داغ، آری بهشت در آتش متولد میشود! تولدی به وسعت ماندگاری پس از ۱۴۰۰ سال!!! از نینوا که بگذریم از نگاه کوفه تنها آتش تردید میبارد و عصیان فاجعه میتراود! علی را جان بر لب کرده اند و حسین را تشنه لب! اکنون دلم درس زینب را میخواهد او که میگوید وقتی هیچ نداری همه چیز باش! دلــــــــــــــم زمزمــــــــــــــه خدا را میــــــــــــــخواهد بر گوش حسیــــــــــــــــن .... ..... التماس دعا.... ســــــــــلام !!! سلام بر سپهر گرفته این روزها!! سلام بر امید خفته ام در پس کوچه های عشق!!! سلام بر کیمیای گمشده در صفحه های تقویم!! و سلام به واژه های مطــــــــــــــــــــــرودم!! سلام هایم پیشکش نگاه کائنات و شکر صاحب مخلوقات ...! آن که طروات و شادی زمین را کنار دل گرفته آسمان نقاشی کرد...! و روحش را دمید تا لحظه ای تولد عشق باشد و لحظه ای مرگ آن!!! . . . . زمین به آن وسعت سیراب شد... چرا منِ کوچک ترین را امید آسمانم سیراب نمیکند؟!؟ نام علي : عدالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت راه علی : سعــــــــــــــــــــــــــــــــــادت عشق علی : شهـــــــــــــــــــــــادت ذكر علی : عبـــــــــــــــــــادت عيد علی : مبـــــــــارك و درپیچ و تاب صحنه های زندگی امروز را رنگی متفاوت زدند... همینک من زاده پاییز، مهربان با بهار ، در آغوش تابستان و جاری در عطر زمستان معنای بودن میبایم! و سمفونی سکوت با زمزمه عشق می شود مشق هر روزِ زندگی ام ... امروز ساگرد فرزند پاییز در طلوع یک سپیده دم دیگر است!! و تو ای از کیمیای عشق برتر، میدانی که دختر پاییزی را باران افسون میکند.. اینک گیتار میلادم را تو بنواز...! تا باران نگاهم بهانه بودنت شود!!!! بعدا نوشت: در این قربان من قربانی شدم قربانی دوست داشتن کیمیایی که هرگز نیست!!! عید مبارک...!




| Design By : nightSelect.com |

